ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

72

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

مىساييد . زمين‌هاى اين دشت كه به دست ارمنيان كوناك - كرانل « 1 » كاشته مىشد ، به نظر بالنسبه حاصلخيز مىآمد ، ولى در آن زمين‌ها مطلقا از درخت خبرى نبود . از سوى ديگر ، چون خرمن برداشته شده بود ، در اين دشت خاكسترى رنگ و يكدست نه اثرى از سبزى و نه تلى از بوته‌هاى جمع‌آورى شده ديده مىشد . در اين حوالى عقاب و كركس بسيار فراوان بود و ما بىآنكه از درشكه پايين بيايم با تير تفنگ آنها را در آسمان زديم . آخرين مرحله‌ى سفر خيلى زود گذشت و ما بعد از گذشتن از حومه‌ى الكساندراپول ، در مقابل هتل امريكا از درشكه پياده شديم . مدير اين مهمانخانه‌ى محقر با نهايت مهربانى تمامى اتاق‌هاى موجود را در اختيار ما گذاشت . آن وقت موضوع فراهم كردن شام مسئله‌ى مشكلى بود ، چون در هتل امريكا حتى يك تكه نان هم پيدا نمىشد . بالأخره با پرداخت پنجاه كوپك چيزكى به اسم شام تهيه شد و خورديم . از تفليس به اين طرف چنين چيزى براى ما اتفاق نيفتاده بود . بيست و هشتم ماه ، صبح خيلى زود به سوى قارص « 2 » حركت كرديم . دو قزاق روسى نيز همراه اسب‌ها آمدند و ظاهرا ترك‌ها هنوز هم يوغ تسلط مسكو را به كلى نپذيرفته و تلافى كينه خود از روس‌ها را سر عابران اين‌جاده‌ها درمىآورند . خلاصه ، همراهى آنها ضرورت داشت و بيش‌تر از مسافران به سود مسئولان چاپارخانه‌ها تمام مىشد كه اغلب اسب‌هايشان در جاده‌ها مورد دستبرد قرار مىگرفت . تازه از شهر خارج شده بوديم كه دو قزاق همراه ما اسب‌ها را به تاخت درآوردند . به مجرد آنكه آنان در جاده ارابه‌يى يا سواره‌يى و يا پياده‌يى را مشاهده مىكردند ، با فرياد « خبردار ! خبردار ! » به سويش هجوم مىآوردند و اگر احيانا كسى به نداى خبردار آنها توجهى نمىكرد با ضربات شلاق حالش را جا مىآوردند و براى گذشتن ما راه باز مىشد . از دو دهكده‌ى تاتار به نام‌هاى قره كليسا و تيشنى « 3 » در حالى گذشتيم كه گله‌يى از سگ‌هاى خشمگين به سوى ما حمله‌ور شده بودند و با هزاران زحمت توانستيم از ورود آنها به داخل درشكه جلوگيرى كنيم .

--> - ترديد تلفظ اشتباه‌آميز آراكاتس ( Arakats ) ، نام ارمنى آن كوهستان است . [ توضيح مزبور از نويسنده كتاب است كه لابد از زبان صاحب‌نظران محلى آن زمان شنيده است . همان‌طور كه در متن هم از سوى نويسنده كتاب ترجمه شده ، آلا در زبان تركى به معناى رنگارنگ و گوز به معناى چشم است . م ] . ( 1 ) . Kounak - Kranl ( 2 ) . Kars ( 3 ) . Tichni